وادی



و فدت علی الکریم بغیر زاد...
 


آقای دکتر شریفی رئیس کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال است، که به قول دوستانِ همیشه شاکی! برای گیردادن علمی و فلسفی به موهای نیکبخت واحدی و ابروهای کعبی و کنترل رفتارهای نابه هنجار انصاریان و عنایتی، به این سمت منصوب شده!

چون به حق آدم آگاه و باسوادی است، دکترای فلسفه دارد و به حقوق و علوم دینی و علوم تربیتی، تسلط بسیار خوبی....

دیروز به برنامه این شبهای آقای درستکار آمده بود. به عنوان کارشناس مذهبی ...

در ابتدای صحبتش یک مورد کوچک گفت که این مقدمه چینی ها را برای آن کردم. گفت "رمضان" از ریشه "رمض" است. یعنی چیزی که از ریشه می زند و ریشه را می سوزاند. گفت رمضان یعنی چیزی که گناهان را از ریشه می سوزاند.
گفت از پیامبر پرسیدند چرا این ماه رمضان نام گرفت و ایشان فرمودند: "إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛‌ این ماه را رمضان نامیده‏اند، چون گناهان را مى‏زداید"

و بعد من فکری شدم که لابد تفاوتش با شعبان به آن عظمت و رجب به آن فضیلت برای ما بندگان یک لاقبای آسمان جلِ عاصی در همین است. و الا چه فرقی میکند که مثلا رجب ماه خدا باشد و شعبان ماه نبی خدا و رمضان ماه بنده خدا....! آنچه برای ما مهم است این است که در هرکدام چقدر کاسبیم!!

چیزهای دیگری را هم در ذهن بافتم که بهتر است بگذریم!!

خطبه شعبانیه پیامبر به نظرم همه چیز را درمورد "رمضان" تمام کرده و دیگر حاجتی به روده درازی امثال بنده و جناب شریفی نیست!

این خطبه را پیامبرخاتم سلام الله علیه، در آخرین روزهای ماه شعبان ایراد فرمودند. که ترجمه آن، این است:


    ای مردم!
    ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی کرده است.
    ماهی که نزد خدا، بهترین ماه هاست و روزهایش بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعت هاست.
    ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید.
    نفس های شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
    اعمال شما در آن پذیرفته و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دل های پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید. شقی و بدبخت، کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود.
    در این ماه با گرسنگی و تشنگیتان، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید.
    به فقیران و درماندگان کمک و تصدیق کنید.
    به پیران و کهنسالان احترام و ارج بنهید.
    به کودکانتان ملاطفت و مهربانی کنید.
    با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.
    زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید.
    دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوش های خود را از شنیدن آنچه نادرست است، بازدارید.
    با یتیمان مردم مهربانی کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند.
    از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.
    در اوقات نماز، دست های خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعت هاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
    ای مردم!
    جان هایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طول دادن سجده ها، آنها را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
    ای مردم!
    هر که از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
    برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم، حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگر چه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.
    ای مردم!
    هر که اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدم ها، بر آن بلغزد.
    هر که در این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
    هر که در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت، خشم خود را از او باز دارد.
    هر که در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.
    هر که در این ماه صله رحم کند و با خویشان رابطه برقرار کند خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هر که در این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند، خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
    هر که در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماه های دیگر را به او عطا کند.
    هر که در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند. کسی که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر قرآن را ختم کرده باشد.
    ای مردم!
    درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر روی شما نبندد و درهای جهنم در این ماه بسته است از خدا بخواهید که آنها را بر روی شما نگشاید.
    شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند، از خدا بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.
    علی«ع» فرمود: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم: ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟
    حضرت فرمود: ای اباالحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

 


...........................................................................................................................

 


پ.ن1: "شهر رمضان الذی اُنزل فیه القران...." این آیه 185 سوره بقره است که از نزول قران در ماه رمضان و وجوب روزه در آن سخن به میان آمده
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل تفسیر این آیه چند بحث مفصل مطرح می کنند. یکی مربوط به نزول دفعی یا تدریجی قران یکی درمورد روزه و روایات آن و موارد دیگر...

در بخش روایات مربوط به روزه، یک حدیث قدسی می آورد و می گوید شیعه و سنی هم آن را نقل کرده اند:

"خداى تعالى فرمود: روزه فقط براى من است، و من خود جزاى آن را مى‏دهم‏"

بعد علامه در توضیح اینکه "روزه برای خداست" یعنی چه، می گوید :
  "روزه تنها عبادتى است که از امور عدمى تشکیل مى‏شود، بخلاف عبادتهاى دیگر، از قبیل نماز، و حج و امثال آن، که از امور وجودى ترکیب مى‏یابد، و یا حد اقل امور وجودى هم در آنها دخالت دارند، و معلوم است که فعل وجودى نمى‏تواند محض و خالص در اظهار عبودیت عبد و ربوبیت رب سبحان باشد، چون خالى از نقایص مادى و آفت محدودیت و اثبات انانیت نیست، و ممکن است در انجام آن قصد غیر خدا هم به میان آید،  و سهمى از آن را براى غیر خدا انجام دهد، چنان که در موارد ریا و سمعه و سجده براى غیر خدا این آفت‏ها مشاهده مى‏شود.

بخلاف عملى که همه‏اش نفى است، یعنى روزه که عبارت است از نخوردن، ننوشیدن، و فلان و بهمان نکردن، که صاحبش خود را بالاتر از اسارت در برابر مادیات مى‏بیند، و با خویشتن‏دارى خود را از لوث شهوات نفس پاک نگه مى‏دارد، و این امور عدمى چیزى نیست که غیر خدا هم سهمى از آن داشته باشد، زیرا امرى است تنها میان بنده و پروردگارش و طبعا کسى جز خدا از آن با خبر نمى‏شود.و اینکه فرموده: و" انا اجزى به" اگر کلمه" اجزى" را به صیغه معلوم بخوانیم، یعنى من جزاى آن را مى‏دهم آن وقت دلالت مى‏کند بر اینکه در دادن اجر به بنده، کسى میان او و خدا فاصله و واسطه نمى‏شود، همانطور که بنده هم در بندگى و عبادت خدا به وسیله روزه کسى را دخیل قرار نداد، و نگذاشت کسى از روزه‏داریش با خبر شود.چنان که در باره صدقه آمده است: صدقه را تنها خدا مى‏گیرد، و بین صدقه دهنده و خدا کسى واسطه نیست، و در قرآن هم آمده:" و یاخذ الصدقات" 

و اما اگر" اجزى" را به صیغه مجهول بخوانیم، معنایش این مى‏شود: (خود من جزاى روزه قرار مى‏گیرم) آن وقت عبارت کنایه مى‏شود از نزدیکى روزه‏دار به خداى تعالى.........."

 


پ.ن2: اینکه می گویند "هرکس دریچه ای است به سوی خدا"و "هر انسان راهی است به ذات لایزال" و "به تعداد انسانها فلان"!؛  درست است ولی به نظرم اینها نسخه ایست که فقط برای انسان های بیکار قابل پیچیدن است!! کسی که فرصت کوتاه عمر را درک کرده، دنبال بهترین و کوتاه ترین راه می گردد. "مخلصین" (به فتح لام نه کسر آن!!) کسانی هستند که راه شناسند و این کوتاه ترین راه ها را خوب می شناسند.

مناجات خمس عشر، یک پانزده گانه ملکوتی است از نجوای خالصانه بهترین این مخلصین... البته نه به اسم و مصداق....و سّر ملکوتی بودن ومتفاوت بودن این مناجات هم در همین است...

وقتی زبان دل تائبین به سخن باز می شود، وقتی خائفین و عارفین و معتصمین لب به مناجات می گشایند؛ و وقتی می دانی اینها از سینه پرسوزی که معدن علم الهی است، یعنی قلب مقدس امام زین العابدین(ع) بیرون می تراود، بی مهابا چنگ دل به دامنش می اندازی....

در بخشی از مناجات اول که مناجات تائبین است می خوانیم:

"خدای من! آیا بنده فراری جز به سوی مولای خویش برمی گردد و از خشم کیفر بار او جز در کنار او پناه می گیرد؟...
معبود من! اگر درِ ورود به بارگاه توبه ات پشیمانی است، به عزتت سوگند که من به این در آویخته ام و اگر استغفار از گناه، تیشه ای مر ریشه گناهان راست، این تیشه استغفار من! حق خشنودی از آن تست، تویی که با باران رحمتت غبار گناهان را از صفحه دل می شویی. ..."

 


پ.ن3: حضرت علی(ع) وقتی مزار جناب سلمان فارسی را زیارت می کنند، شعری را به یادگار بر سنگ مزار ایشان می نویسند.....:

بی هیچ زاد و توشه ای به مهمانی کریم در آمده ام، نه قلب سلیم و برقراری و نه کارنامه درخشان و آینه واری
اما زشت تر از این و زشت ترین کار این است که در مهمانی منزل کریم، خوراک و آذوقه با خود ببری............


"و فدت علی الکریم بغیر زادٍ
من الحسنات و القلب السلیم

و حمل الزاد اقبح کل شیٍ
اذا کان الوفود علی الکریم."

 



 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸



comment نظرات ()