وادی



جوانی نظام اسلامی و ضرورت تشکیل جبهه پایداری
 

 

«هر موجود زنده‌ای دوران جوانی‌ای دارد، دوران پیری‌ای دارد. وضع نظام اسلامی در این زمینه چیست و چگونه خواهد شد؟»

این سوال کلیدی را رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان کرمانشاه در سال جاری مطرح کردند و در ادامه، تحلیل جامعی از اینکه «پیری و جوانی» به عنوان صفت به کدام موصوفات تعلق می‌گیرند، ارائه نمودند. اجمال کلام ایشان  این است که شعارها و آرمان‌های انقلاب مثل آزادی، عدالت و ... هرگز پیر نخواهند شد ولی ساختارهایی که محمل این آرمان‌ها هستند، ممکن است پیر شوند و نیاز به ساختارها، احزاب و افراد جدید برای حمل این آرمان‌ها به وجود آید.

تشکیل جبهه پایداری را افراد مختلف از ابعاد متعددی بررسی کرده‌اند ولی از نگاه «ایجاد یک مجموعه جوان برای احیاء آرمان‌های انقلاب» مورد بررسی قرار نگرفته است. سوال رهبری در مور کلان نظام اسلامی است ولی ما در اینجا همین بحث را راجع به دولت، مجلس و ساختاری‌های خردتر نظام طرح می‌کنیم:

آیا مجلس پیر خواهد شود؟ آیا دولت پیر خواهد شد؟

برای مجلس اسلامی، ما شاخص‌هایی داریم. غیر از شاخص‌های عمومی که شامل دوری نمایندگان از مراکز قدرت و ثروت، گفتمان عدالت، روحیه فساد ستیزی و... که در بیانات رهبری هست و به اکثر مسئولین اشعار دارد، انتظارات بسیار وسیع‌تر و آرمان‌گرایانه‌تری نسبت به آنچه که در حال حاضر تحت عنوان «مجلس» می‌شناسیم، در بیانات رهبری وجود دارد. در دیدار نمایندگان مجلس هشتم با مقام معظم رهبری در سال 87 ایشان می‌فرمایند:

«این قانونی که شما دارید تنظیم می‌کنید، در واقع نرمافزار حرکت عظیم این کشور است؛ یک کشور، یک ملت، هفتاد میلیون جمعیت، که فی نفسه یک چیز بسیار خطیر و بسیار عظیمی است. لیکن در شرایط ما، مسئله از این‌ها بالاتر است؛ مسئله، این است که همین کشور شما، این انقلاب شما، این نظام جمهوری شما، راه نوی را در برابر پای بشرِ امروز گشوده است... بحث بر سر مطرح شدن یک فکر نو، یک راه نو در مقابل بشر است؛ مثل دعوت انبیاء. یک نظام اسلامیِ عادلانه‌ی مبتنی بر تفکرات اسلامی به وجود بیاوریم، این را بلند کنیم سر دست بگیریم، به دنیا نشان بدهیم... قوه‌ی مقننه، تهیه کننده‌ی نرمافزار این حرکت عظیم است. ببینید چقدر مسئله مهم است».

«تهیه نرم افزار حرکت در راه نو برای بشریت»، انتظار رهبری از قوه مقننه است. این را مقایسه کنیم با مجلس فعلی...

آقای دکتر لاریجانی چند شب پیش در برنامه پارک ملت در مقابل سوال مجری از نقش مجلس در قانون هدفمندی یارانه‌ها، با یک رویکرد کاملاً تقلیل‌گرایانه، وظیفه مجلس را صرفاً تصویب لایحه و نظارت بر اجرای آن، قلمداد کردند. یعنی حتی طرح‌های مجلس که توسط خود نمایندگان برای اصلاح و تسهیل اجرای این طرح ممکن است نوشته شود را در این شرح وظایف نیاورند. بگذریم که کل این مسئله یک حرکت داخلی و برای رفاه حال مردم و سامان دهی وضع معیشتی آنهاست.

 البته این از اهمیت و ضرورت طرح هدفمندی یارانه‌های چیزی کم نمی‌کند ولی بحث این است که مجلس فعلی در مقابل طرح‌های اینچنین، وظیفه خود را صرفاً سلبی و ممیزی تعریف کرده و هیچ رویکرد ایجابی، تحول‌گرایانه‌ و «نرم افزاری» ندارد، چه رسد به مسائلی همچون الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، جنبش‌های علمی و نرم افزاری، حرکت به سمت غلبه گفتمان عدالت و پیشرفت، سامان دهی به نظام متعالی خانواده، اصلاح بنیادین ساختارهای فرهنگی، ایجاد الگو برای انقلاب‌های منطقه و...

 و این مسائل همه در راستای همان انتظار حداکثری رهبر معظم انقلاب بوده ولی در مجلس فعلی «از دستور کار خارج است»! ..و البته باید اعتراف و اذعان کرد این مجلس با تمام این احوال براساس آن انتظارات سرآمد ادوار گذشته است.

بر گردیم به سوال اول: آیا مجلس پیر خواهد شد؟ آیا مجلس پیر شده است؟ آیا دولت پیر شده است؟

مسلماً مجلس شورای اسلامی خدمات شایانی در دوره جاری ارائه کرده ولی خطاهای فاحشی هم از او سر زده. مثل ماجرای «یکشنبه سیاه مجلس» و به رای گذاشتن نظر رهبری و تصویب وقف دانشگاه آزاد به عنوان بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ انقلاب، تعلل چند ساله در اجرای منویات رهبری در باب طرح نظارت بر نمایندگان، سکوت و تعلل بسیاری از بزرگان مجلس در برابر فتنه سال 88 و...

دولت دهم هم علیرغم خدمات بسیار زیاد، گفتمان ناب انقلابی و ولایی و پشتوانه عظیم مردمی، در مواردی دچار لغزش شد و به تعبیر رهبری موجب سرخوردگی حامیانش گردید.

توجه به این مسائل نه باعث طرد کلی دولت و مجلس شده و نه موجب نادیده گرفتن خدمات آنها می‌شود، بلکه براساس نگاه رهبری به پیری و جوانی نظام، باید ما را به یک راه حل بهتر و یک گفتمان ناب‌تر و یک ساختار صحیح‌تر رهنمون گردد.

سال 82 و در انتخابات مجلس هفتم، نظام اسلامی یک بار شاهد این تغییر گفتمانی در ساختار مجلس شد، که موج آن سال 84 به ریاست جمهوری رسید و در ادامه تقریباً تمام ساختارهای حاکمیتی، اعم از خبرگان رهبری و شوراهای شهر و ... را تحت تأثیر قرار داد. تغییری که بر مبنای اصول و آرمان‌های انقلاب تغییری مثبت و رو به جلو بود و گفتمان اصول‌گرایی را جایگزین گفتمان اصلاح طلبی کرد.

و الآن در سال 90 به نظر می‌رسد گفتمان اصول‌گراییِ سنتی با پیامدها و آفت‌های بجا گذشته و کندی و تعلل بیش از حد در حرکت به سمت انتظارات رهبری، دچار «پیری» و فرسودگی شده است و ضرورت گفتمان جوان‌تر، زنده‌تر و نزدیک‌تر به منویات رهبری برای امروز نظام اسلامی احساس می‌شود.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی دقیقاً از همین نقطه پا به عرصه وجود گذاشته است. فلسفه تاسیس جبهه پایداری، ایستادگی بر اصول اولیه انقلاب و اصول گرایی ناب، و پر کردن نقص‌های و خلاء های ناشی از تقلیل گفتمانی و پیری و فرسودگی اصول‌گرایی سنتی است. هدایت و رهبری حضرت علامه مصباح یزدی – که به تعبیر رهبری خلاء علامه طباطبایی و شهید مطهری را در عصر ما پر کرده‌اند – و عضویت متخصص‌ترین و کارآمدترین و در عین حال متعهدترین اعضاء کابینه سابق دولت نهم، در این جبهه، نوید حرکت و تحولی نو را در حرکت عظیم نظام اسلامی به سمت آرمان‌های انقلاب نشان می‌دهد. انشالله...

 

 


 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠



comment نظرات ()