وادی



معمای مشایی! یا در این شرایط چه باید کرد؟
 

 

 

ماجرای آقای مشایی را اگر از بدو آفرینش بررسی نکنیم! و خود را در تحلیل همین مسائل اخیر محدود کنیم؛ بهتر است چند محور را براساس اشتباهات استراتژیک آقای احمدی نژاد، تعیین کرده و روی آنها به بحث بپردازیم.

اشتباهات استراتژیک احمدی نژاد در این موضوع به نظر من از این سه مورد خارج نیست:

 

1-      متن پاسخ به نامه رهبری

2-      عزل دو وزیر کابینه

3-      عدم تبیین علل و ارائه دلیل برای کارهای اخیر

 

اما همینجا این سوال پرسیدنی است که چرا اشتباهات او محدود به همین سه مورد است؟ مثلا چرا موارد زیر جزو اشتباهات استراتژیک او نیست!؟: اصرار همیشگی او روی مشایی و نصب او به عنوان معاون اول، نپذیرفتن تذکر شفاهی رهبری و رساندن ایشان به جایی که نامه کتبی بنویسد، عدم تمکین به نامه رهبر در طول یک هفته، نصب مشایی در سمت رئیس دفتر رئیس جمهور و...

درمورد اصرار او روی مشایی باید این را از خودش پرسید اما چیزی که به نظر می آید این است که احمدی نژاد همانطور که درنامه های عزل و نصب مشایی می نویسد، واقعا او را انسانی پاک دامن، متقی و ولایتمدار می داند. به هرحال غلط یا درست احمدی نژاد بر اساس رابطه دوستی و کاری 20، 30 ساله با مشایی، او را خیلی قبول دارد. همینجا باید این سوال را جواب داد که آیا واقعا مشایی انسان درستکاری است؟ چیزی که از مطمئن ترین افراد نزدیک به مشایی شنیده ام، او نه رمال است، نه جاسوس اسرائیل نه ساحر و جادوگر و نه ادعای ارتباط با امام زمان دارد.. هرچند شاید به نظر من و شما لیاقت این همه هزینه از طرف احمدی نژاد را نداشته باشد اما نماز شب خوان است و بعد از 30 سال کار درجمهوری اسلامی در خانه اجاره ای می نشیند. تهمت هایی هم که به او زده شده، اکثرا یا بی پایه و اساس است یا اشتباهاتی بوده که ما بسیار بزرگ دیدیم ولی به تعبیر رهبری "خرد و جزئی" بودند.

پس بعید نیست به خاطر این ویژگی هایی که احمدی نژاد از مشایی سراغ دارد و رابطه دوستی اش، اعتماد زیادی به او داشته باشد و در مناصب مهمی مثل معاون اول رئیس جمهور هم او را نصب کند.

ایرادی که اینجا وارد می شود این است که به فرض، این چیزها درمورد مشایی درست باشد و او واقعا انسان باتقوایی باشد. ولی وقتی این همه حساسیت روی او در بین اصولگرا، اصلاح طلب، مراجع و مردم وجود دارد باید احمدی نژاد کوتاه می آمد و از این انتصاب صرف نظر می کرد. نظر من هم تقریبا همین است به اضافه اینکه بعد از کوتاه آمدن باید یک بار برای همیشه  بررسی شود که چرا هرکس وارد این دولت می شود، اتهام باران می شود و اگر ایراداتی هم داشته باشد (مثل کردان و مشایی)  لجن مال...؟

یعنی یک بار بیاییم بعد از برکناری مشایی، یعنی مبارزه با معلول به علت هم فکر کنیم و برای حراست از آبروی مومنین که در دین ما از حفظ جان مهمتر است چاره اندیشی کنیم . که به راستی چرا اینطور شده؟ چون هیچگاه چنین مسائلی آنقدر بزرگ نشد که رهبری درمورد آنها موضع گیری قاطع کنند. درمورد مسئله کردان که هیچ وقت ایشان چیزی نگفتند. درمورد مشایی هم یک بار درنماز جمعه مسئله دوستی با اسرائیل را جزئی نامیدند و مهمتر از آن، سال گذشته در دیداری که بعضی از نمایندگان مجلس با رهبری داشتند، از ایشان خواستند نامه ای برای عزل مشایی خطاب به احمدی نژاد بنویسند. که بعد از جلسه آقای زاکانی این ماجرا را عینا بیرون نقل می کند که رهبری فرمودند: "من شک ندارم که اگر به آقای احمدی نزاد بگویم ایشان لحظه ای درنگ نمی کند  اما روش من این نیست که چنین توصیه هایی بکنم" (این جمله کلیدی را به خاطر داشته باشید بعدا هم استفاده خواهم کرد)

پس در این موضوعات که برای ما درحد نشانه انحراف نظام و مایه ننگ انقلاب و ... مطرح بود، برای رهبری مسئله چندان مهمی نبود. پس قبل از همه باید از خودمان بپرسیم که چرا اینجا فاصله با خط رهبری داریم؟ و بعد باید بپرسیم که چرا این مسائل برای رهبری چندان مهم نبوده؟ به نظر من این نیست مگر اینکه اشتباهات این افراد بادکنکی بوده که دوست و دشمن، دانسته و ندانسته آنقدر آن را باد کرده اند که از همه جا نمایان شده و با القای رسانه ها، به فاجعه ملی تبدیل شده... فارغ از این بازی و اشتباه، کسی این وسط به این فکر نکرد که حفظ آبروی یک نفر در میان است به جز احمدی نژاد...

البته من با شناختی که از احمدی نژاد پیدا کرده ام و با درنظر گرفتن خلق و خوی ذاتی او، نمی توانم دقیقا حکم کنم که او به خاطر حفظ آبروی اینها این کار را کرده یا از روی لج بازی...! ولی به هرحال فرضیه اول را باطل نمی دانم.

از این مورد می گذرم با یادآوری این نکته که باید واقعا برای این معضل چاره ای اندیشید که چرا هرکس وارد این دولت می شود مورد هجمه شخصیتی و آبرویی قرار می گیرد. و بعد از این چه باید کرد و چقدر باید این القائات را چشم بسته تمکین کرد.. و این گزاره اساسا چقدر درست است که "حالا که همه می گویند، باید برکنار شود" ....؟ (البته رهبری مستثنا از این "همه" است که درجای خود به آن خواهم پرداخت)

موضوع بعدی که به نظرم نه تنها اشتباه استراتژیک نیست بلکه اصلا مطرح نباید باشد این است که چرا احمدی نژاد کار را به جایی رساند که رهبری نامه کتبی بنویسد؟ این سوال به نظرم به دلیل ضعف اطلاعات قانونی و تاریخی است.چون همیشه روند برهمین منوال است. در زمان ریاست جمهوری خود رهبری هم برسر مسائلی که اختلاف نظر بین ایشان و امام بود(مثل موضوع انتخاب هیئت دولت میرحسین)، آقا به امام می گفتند نظر من این است اما شما اگر نظر دیگری دارید بنویسید، ترتیب اثر می دهیم.

موضوع بعد، تعلل یک هفته ای احمدی نژاد در اجرای امر رهبری است. این موضوع هم به نظرم با پیش فرض حفظ آبروی مشایی قابل جواب دادن است. یعنی اگر احمدی نژاد قصد حفظ آبروی مشایی را داشته ، پس می خواسته هزینه های این برکناری را برای مشایی کم کند لذا به فرصت نیاز بوده که شرایط را فراهم کند یعنی بلافاصله کنار گذاشتن او، مهر تایید بر تمام اتهامات مشایی بود. اما برای این کار هم باید از رهبری فرصت می طلبید که این هم بعید نیست. حمید رسایی علیرغم مخالفت شدید با تصمیمات اخیر احمدی نژاد، در وبلاگش نوشته است طی دیداری که با احمدی نژاد داشته، او گفته است مشایی را برکنار خواهد کرد.

اما شاید گفته شود اگر احمدی نژاد فرصت یک هفته ای از رهبری خواسته پس چرا جمعه شب متن و تصویر نامه رهبر روی رسانه ها رفت؟ به نظر من بعید نیست که این یک شیطنت از طرف برخی نزدیکان دفتر بوده باشد. کما اینکه در این موضوع کم از این شیطنت ها صورت نگرفت. که به یک نمونه واضح آن در ادامه اشاره خواهم کرد.

نصب مشایی به سمت رئیس دفتر رئیس جمهور هم که موضوع بعدی است با نگاه خوشبینانه باز برمی گردد به همان حفظ آبروی مشایی و عدم حذف کلی او، کما اینکه رهبر هم این را نخواسته بودند. و در نگاه بدبینانه برمی گردد به لج بازی ها و بداخلاقی های احمدی نژاد که از بعد انتشار عمومی نامه رهبری، متاسفانه شروع شد. ولی به هرحال رئیس دفتر رئیس جمهور اصلا سمت قابل توجهی نیست و من مطمئنم بسیاری از خوانندگان این وبلاگ اسم رئیس دفتر قبلی را هم نمی دانند!

 

اما مسئله اشتباهات استراتژیک احمدی نژاد

اول عرض کنم این اشتباهات به نظرم در یک سطح نیستند. اشتباه اول نابخشودنی و غیر قابل توجیه است و مقصری جز شخص آقای احمدی نژاد ندارد. در اشتباه دوم خود وزرای معزول هم تا حدی مقصر بودند اما اشتباه احمدی نژاد بسی بیشتر بود. و در اشتباه سوم غیر از خود ایشان که باز مقصر اصلی است ما(به عنوان هواداران سرخورده!) و سایت ها و روزنامه های حامی هم تاحدی مقصر بودند. که تک تک به آنها خواهم پرداخت

فارغ از این تفاوت ها، ریشه هر سه این اشتباهات به نظرم یک چیز بیشتر نیست: خشم، عصبانیت و از دست دادن کنترل اعصاب..!

و دلیل این عصبانیت هم باز یک چیز بیشتر نیست. انتشار عمومی نامه رهبری...

احمدی نژاد جمعه شب بعد از انتشار عمومی نامه، در مراسم اختتامیه مسابقات قرآن قرار بود سخنرانی کند ولی از شدت ناراحتی در مراسم شرکت نکرد و فردای آن روز یعنی شنبه جواب به نامه رهبری را می دهد.

ولی چرا این نامه انتشار عمومی یافت؟ اگر بگوییم به دستور رهبر و در پی تعلل احمدی نژاد در اجرای فرمان ایشان، منتشر شده که غلط است. چون احمدی نژاد قصد برکناری مشایی را  داشته و این موضوع را به رسایی گفته. پس چطور میشود که به رهبری نگفته باشد؟ پس تعللی اگر بوده با هماهنگی با رهبر بود و در این شرایط فقط همان شیطنت افراد دفتر می تواند این کار را صورت داده باشد.

البته این حرف به معنای توجیه کار احمدی نژاد نیست.همانطور که گفتم این اشتباه او، نابخشودنی و غیرقابل توجیه است. صرفا اینجا می خواهم ریشه یابی کنم و بعضی از اشتباهات پیرامونی را که در سایه اشتباه بزرگتر احمدی نژاد دیده نمی شوند، نشان دهم.

مثلا یک نمونه دیگر از اشتباهات پیرامونی که در این مدت اتفاق افتاد و به نظر من تاثیر مستقیم در بحرانی شدن این شرایط داشت، مصاحبه حسن ابوترابی و احمد توکلی، دو، سه روز بعد از نوشته شدن نامه رهبری است. در این ایام هنوز نامه رهبر انتشار عمومی نیافته ولی حسن ابوترابی در مصاحبه ای ادعا می کند چنین نامه ای نوشته شده و این چند مورد در آن است:

1 - نظر مقام معظم رهبری مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم مشایی از سمت های معاونت ریاست جمهور کتبا به رئیس جمهور ابلاغ شده است.
2-
حذف رحیم مشایی از سمت های کلیدی و معاونت های رئیس جمهور تصمیم استراتژیک نظام است.

 بعد احمد توکلی مصاحبه می کند وچنین ادعا می کند: در ابلاغ نظر رهبری بر به کارنگرفتن مشایی در پست ها و معاونت های کلیدی مجموعه کابینه دهم نیز تاکید شده است.

اما جمعه یعنی 6 روز بعد از نگارش نامه منتشر می شود و در آن رهبری در چند جمله کوتاه فقط از عزل مشایی از معاونت اول رئیس جمهور، سخن گفته اند ضمن اینکه این کار را نه تصمیم استراتژیک نظام خواندند نه چیز از این دست. فقط گفته شده این انتصاب برخلاف مصلحت دولت و موجب سرخوردگی هواداران است...

پس به راستی این اختلاف بین نقل ابوترابی و توکلی و متن اصلی نامه منتشر شده، به چه دلیل است؟ چرا کسی از این بی اخلاقی های پیرامونی سراغی نمی گیرد؟ چرا به تمام دلایل و عوامل شکل دهی این بحران توجه نداریم؟

 

اشتباه استراتژیک دوم احمدی نژاد عزل وزرای اطلاعات و فرهنگ بود. ریشه این اشتباه را که گفتم.اما به راستی این ماجرا مقصر دیگری نداشت؟ ماجرا این بود که در جلسه هیئت دولت، آقای صفار و محسنی با صحبتهای تند و شدیدالحن و حتی هتاکی، احمدی نژاد را مورد عتاب قرار می دهند. احمدی نژاد جواب آن ها را نمی دهد. جلسه را برای چند دقیقه تعطیل اعلام می کند و تنفس می دهد و خودش از جلسه خارج می شود. اما برای ادامه جلسه برنمی گردد و معاون اول که آن زمان مشایی بود! جلسه را شروع می کند وحالا همه وزرا بلند می شوند و جلسه را ترک می کنند..!

اما چرا فقط این دو وزیر اعتراض می کنند؟ البته وزرای دیگری هم بودند که اعتراض داشتند اما اصلا به تندی آقای صفار و محسنی مطرح نکردند. جواب این سوال این است که وزرای این دو وزارت خانه مشخصا از قبل معلوم شده بود که حتما در دولت آینده تغییر خواهد کرد. پس درواقع این دو وزیر دست به انتحار سیاسی زدند آن هم وقتی فهمیدند عمر کاریشان در این دولت رو به پایان است. اما اصلا به این فکر نکردند که این رفتار علاوه بر اینکه مشکلی را حل نخواهد کرد، با ناراحتی که برای احمدی نژاد بوجود می آورد و اخلاق خاص لجاجتی که او دارد، منشا مشکلاتی در ادامه خواهد شد.

البته عرض کردم اینها هیچکدام دلیل این توجیه کار احمدی نژاد نیست. کار احمدی نژاد مخصوصا درمورد آقای صفار بی اخلاقی آشکار و غیرقابل توجیهی بود. من این مطالب را فقط از باب تشخیص مقصران دیگر ماجرا عرض کردم.

اشتباه استراتژیک سوم احمدی نژاد عدم ارائه دلیل و شفاف کردن فضای موجود است. که عرض کردم باز ریشه در عصبانیت احمدی نژاد دارد. و باز مقصر اصلی خود اوست اما مقصر دوم این ماجرا ما و رسانه ها و روزنامه ها هستیم که اولا مطالبه جدی دراین مورد نداشتیم. ثانیا فضا را برای احمدی نژادِ ناراحتِ عصبانی، طوری فراهم نکردیم که بیاید و توضیح دهد. یعنی ماهم عینا خودِ او، با عصبانیت و رد و طرد و قهر با احمدی نژاد ناخواسته به بحرانی تر شدن این فضا دامن می زنیم.

ادامه این بحث همان بخش دوم و موضوع اصلی نوشته است که "در این شرایط ما باید چه کنیم!؟"

اما به دلیل طولانی شدن مطلب در یک پست جدید به آن خواهم پرداخت.

 ....................................

اصلاحیه: با اطلاع دقیق متوجه شدم مسئولان دفتر مقام معظم رهبری، کاملا تحت نظر ایشان بوده و بدون کسب اجازه،‌ هیچ کاری نمی کنند. راجع به این موضوع هم احتمالا خود رهبری فرموده اند نامه سربسته ایشان آرام آرام و بطور غیر مستقیم در رسانه ها مطرح شود.
البته گویا یک نفر که در دفتر ایشان از قدیم رفت و آمد دارد، به شدت ضد احمدی نژاد است...
اما به هرحال در این مقوله هیچ امری جز به اجازه ایشان انجام نشده.
(تاریخ تصحیح ۵/٨)

....................................

این هم روشنگری احمدی نژاد اما ای کاش رسانه ای میشد

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد درمورد وقایع اخیر

 

 ..............................................................................................................

 پ.ن1: در این تحلیل، از مطلب یکی از دوستان دانشگاه امام صادق(ع) کمک گرفته شده که اختصاصا برای این وبلاگ نوشته بودند.

 

پ.ن٢: این شعرو پارسال تو سایت رضاامیرخانی دیدم شاعرشم یادم نیست ولی....

اونیست ولی هست تر از هستان است
چشمش نگران باقی مستان است

دستان گدایی همه دور اندازید
او ساقی میخانه بی دستان است....

 


 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸



comment نظرات ()