وادی



گلشن راز بخش سوم یا زندگی...
 


ازدواج را نه انفعال نه اعتزال به معنای عزلت نشینی و نه انحصار می دانم...

ازدواج برای من چیزی است شبیه یک اتفاق که اگر نیفتد به خودت نمی آیی....

چه تعریف گذرگاهی از دنیا داشته باشیم چه تعریف چراگاهی....

چه تعریف حقیقت جویانه از انسان داشته باشیم چه تعریف لذت جویانه...

ازدواج انسان را جدی میکند.... هم در راه باطل و هم در راه حق... چه او که "یرتع و یلعب" می کند در دنیا به تعبیر قران..... و چه آنکه مجاهده....

ازدواج پیکر فربه روح انسان را می تراشد...از سرک کشیدن و چشم چرانی کردن روح به هر در و پنجره بازی، بازش می دارد.....

وقتش را برایش مقدس تر جلوه میدهد... اگر سر در آخر پول و ثروت داشته، چشمانش را هم می بندد و سرش را تا گردن بلکه تا کمر در علوفه می برد تا یک لحظه هم به بیرون فکر نکند...

اگر سر در آستان رضایت الله داشته.... اگر کمر همت برای مجاهدت در راه رسول الله بسته... اگر پای در رکاب اباعبدالله نهاده.....، دست خدا را همراهش میکند..... و سینه اش را برای تحمل سنگها و زخمها و حرفها، باز میکند....

یجاهدون فی سبیل الله لا یخافون لومه الائم...

.

به تاخیر در ازدواج اعتقاد ندارم.... اما به تعجیل آن هم برای کسی که قصد جدی شدن ندارد... قصد مصمم و غیور شدن ندارد.... قصد صادق شدن کنار گذاشتن تعارفات را ندارد.... قصد حرکت ندارد(چه رفت چه برگشت!) .... قصد روی پای خودایستادن ندارد.... قصد باعزت و غیرت و ثابت قدم شدن ندارد....، اعتقاد ندارم....

مشکل تاخیر در ازدواج مشکل مالی نیست....

ای مومنان راه خدا این مشکل را با این مدل پیشنهادی من برای خودتان حل کنید:

اگر ازدواج را حکم اسلام و مورد رضایت خدا و رسول و حضرت بقیه الله می دانید و زندگی فردی را زندگی غربی و مدل پیشنهادی تمدن لذت جو و حیوان پرور غرب، می پندارید....،

یک لحظه اینطور فکر کنید از آنجا که امروز ما در این تمدن زندگی میکنیم و تمام شئون زندگی ما غرق در آن است، ازدواج در جهت تامین منافع غرب نیست و با آن مقابله میکند....

فلذا یک راه مقابله با آن هم تحریم اقتصادی آنهایی است که تن به این فرهنگ و تمدن و منافع پست آنها نمی دهند... و با ازدواج کاخ منویات آنها را به لرزه در می آورند....

فکر کنید محاصره اقتصادی می شوید اگر حق اسلامی و مسلّم خود را خواستار شوید...

حالا چه میکنید؟ اگر از تحریم اقتصادی غرب بهراسید دوم خردادی هستید! و اگر نهراسید بهانه ای ندارید....

.

بگذریم....

یک دفعه به ذهنم آمد..

بحثی جدی تر دارم......

زمانه ای را می بینم که بسیار پر اشتها و پر ولع شده برای خوردن انسانیت انسانها...

در منطق، انسان را تعریف میکنند "حیوان ناطق"...

شهید آوینی خیلی قشنگ آن را ترجمه میکند....

می گوید دقیقا درست است.... انسان امروز جز حرف زدن تفاوتی با حیوان ندارد.... از هر حیوانی هم بهره ای دارد....

از سگ دلگی را... از خوک شهوترانی را.... از کلاغ دزدی را.... از روباه مکاری را.... از گرگ خونخواری را.... از ماهی لجن خواری را.... از موش دو رویی را...

سخت است برای این انسان بنشینی و از مبانی انقلاب اسلامی بگویی که عبادت خدا را درکنار نفی طاغوت دارد....

تعالی انسان را به عنوان هدف انقلاب بگویی.... اهتزار پرچم لا اله الا الله را شعار انقلاب بگویی.... و خمینی را تابلوی انقلاب در گوشه گوشه جهان....

می خندند به حرفت.... همانطور که می خندد وقتی بگویی شهوترانیتان را کمتر کنید.... در پول پرستی و دروغگوییتان اعتدال به خرج دهید تا زلزله بنیانتان را بر باد ندهد.... می خندند....

ولی نزدیک است.... خیلی نزدیک....

چه خوشبین باشیم و آخر الزمان را ببینیم و حوادثی را که یکی پس از دیگری رقم می خورد و فقط حوادث هولناکش مانده......

چه بدبین باشیم و منتظر حکم قطعی الهی که "وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً (16اسرا )

و چه واقع بین به معنای دقیق احماقانه امروزی باشیم که همه چیز در ید قدرت آمریکاست و احمدی نژاد پا روی دمش گذاشته فلذا سلاح "هارپ" آماده عمل است و سرنوشت هایتی نزدیک....

.

می خندند به اولی و دومی اگر آقای صدیقی، مهدوی کنی یا حسن زاده آملی گفته باشد....

یا باور میکنند و گریه میکنند اگر همین ها را حاج آقای امجد بگوید در مجلس سید الشهداء و دلیلش را هم آدمکشی های حکومت بگوید.....

ولی به هرحال جفت می کنند وقتی سومی را بگویی................

.

ازدواج انسان را جدی میکند.... لبخندهای گشاد و بی پایان انسان را به حرفهای زیادی، از او میگیرد....

ازدواج علی الاصول کار را یکسره میکند...... یا انسان را "کار یکسره کن" میکند............ خیلی از شهدا را اگر دقت کنید.... برمی گشتند، عقد می کردند و می رفتند و برنمی گشتند....

ریحانه رسول الله(س) را اگر دقت کرده باشید در مقابل تمام زخمهای پدر و زخم زبان ها و حرف و حدیث ها........سکوت میکند اما برای علی(ع) در مسجد مدینه ظاهر می شود و پتک لسانش را بر سر کارشکنان و سست عنصران می کوبد که

"هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، گردید. و آنچه از آنتان نبود بردید. و بدعتى بزرگ پدید آوردید

به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد، و خونى نریزد، اما در آتش فتنه فتادید. و آنچه کشتید به باد دادید. که دوزخ جاى کافرانست. و منزلگاه بدکاران. شما کجا؟ و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ مى‏گوئید!"

.

ازدواج برای زندگی است... زندگی واقعی.... نه نفس کشیدن برای زنده بماندن.... نه به قول کاظمی برای تحقیر شدن و طعنه شنیدن و کیسه کشیدن ....و جنازه شهدا را تشییع کردن....

بردیم ولی جنازه بی کفنان .... خوردیم ولی طعنه مردان و زنان

بستیم ولی دل به بهاری که نبود......ماندیم ولی کیسه کش نرم تنان...

ازدواج مکنیم که زندگی کنیم.... زندگی در اجابت رسول الله و در اطاعت ولی الله است... ... محبت و اطاعت ولی فقیه سید علی خامنه ای .... برای زندگی نیست.... بلکه این خود زندگی است...................

حیات است... حیات طیبه.... استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحییکم.....

.

زندگی مشترک برای تامین امن و آسایش حداکثری نیست...

و الا امام حسین زندگیش را بار شتر نمیکرد به صحرای کربلا آورد.... امام حسین با زندگیش آمد با زن و فرزند..... چون کاری که میکرد را نه جزئی و بخشی از زندگی که "خودِ زندگی" می دانست و الا نمی گفت

ان الحیاه عقیده و الجهاد

.

ازدواج برای پیدا کردن همسر مناسب نیست..... ازدواج های امروزی آنها را کاری نداریم..... ازدواج امروزی ما برای پیدا کردن همسفر مناسب است.....

بانگ الرحیل به قول شهبد آوینی بلند شده.... قافله حسین از آنسوی تاریخ صدایمان میکند

این مسیر همسفر می خواهد.............

همسفر من بار سفر را بسته....الحق که خوب هم بسته.............

فاذا عزمت فتوکل الی الله......

.

یا علی.



 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩



comment نظرات ()