وادی



ماجرای حوادث تاریخ اسلام تا بوده همین بوده...
 


گفت راوی: همه گل بوده و گل می گویند
حق همین است که ارباب دُهل می گویند

گفت : دیدم شب توفان چه خطرها کردند
جنگها را چه دلیرانه تماشا کردند!

آنچنانی که نیاید به زبان، می خوردند
شب توفان، همه چون شیر ژیان می خوردند!

هفت خوان را همه خوردند چنان رستم زال
و عجیب این که نمردند چنان رستم زال

آفرین باد بر این دادرسان، راوی گفت
چشم بد دور از این گونه کسان، راوی گفت

چشم بد دور، خداوند نگه داردشان
در عزای زن و فرزند، نگه داردشان...



ماجرای حوادث تاریخ اسلام تا بوده همین بوده...

توکلی‌ها و لاریجانی‌هایی بوده اند که با قلم‌های به قول امام فاسد و زبانهای آتشین خود، دشمن را جسور کرده‌اند و طمع او را بر این خاک زیاد کرده‌اند

در دانشگاه هم اعوانشان بوده اند...

همین حاج آقا مرتضوی‌ها...

همین به اصطلاح هیئتی‌ها ...

همین نهادی‌ها و نقطه‌ای‌ها...

که سر انجمن مستقل و بسیج فریادهای رسا دارند 

و مقابل انجمنی‌ها و ضد نظام‌ها و بی‌حیا‌ها و ضد اسلام ها، سرافکنده و ذلیلند...

رحماء علی الکفار، اشداء بینهم...

دلم فقط از این می‌سوزد که نام نهاد رهبری را آلوده کرده‌اند...

و از این بابت قضاوت را برای دانشجویان پاک سیرت ولی کم اطلاع، درمورد رهبر سخت کرده‌اند...

سال 83 را خوب یادم هست مطلب مستهجنی که نقطه چاپ کرده بود، واکنش بچه های حزب اللهی را در پی داشت... و مطلب انتقادی محمد جلال علیه مسئول نهاد حاج آقای مرتضوی را..
تا اینکه حاج آقا او را تا پای تعلیق یک ترم تحصیلی برد..
تا درس عبرتی برای او و همه منتقدان سبک مدیریتی "لیبرال-فاشیستی" مسئول نهاد رهبری در دانشگاه ما باشد...



ای جماعت نه اگر بیش، کمی عار کنید
کی شما روزه گرفتید که افطار کنید

سرفرازی نه متاعی است که ارزان برسد
سحر آن نیست که با بانگ خروسان برسد

سحر آن است که بیدار شود اقیانوس
سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس

الغرض بیشتر از مائده مهمان دیدیم
رمه آنقدر ندیدیم که چوپان دیدیم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود
آب این جوی همان از ده بالا گل بود

ظاهراً مرده که پوسید کفن می‌آید
نوح این قوم پس از غرق شدن می‌آید

با چنین بی‌نفسان حرف و سخن بیهوده است
ما نمی‌میریم پس فکر کفن بیهوده است

در کفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند
دست ما با تیغ از خاک برون خواهد ماند

هر که با عذر و بهانه است، خداحافظ او
هر که پابسته خانه است، خداحافظ او

 

چهار سال علیه نظام و علیه رهبر تاختند...

دشمن را که به مملکت کشاندند ایستادند و نگاه کردند...

و تمام که شد سر جنازه اش یک پایشان را گذاشتند و عکس یادگاری گرفتند...

وحالا همه این توهم مجاهدت گریبانشان را گرفته...

و باز دوقورت و نیمشان از نظام باقی است...

 

.........................................................................................................

رهبر معظم انقلاب:

آقایانى که در دانشگاهها به عنوان روحانیونى که با خصوصیت و عنوان دفتر نهاد نمایندگى شناخته میشوند، باید خودشان را مسئول اصلى و نهائى ارتقاء دینى در دانشگاه بدانند.
 ما به مدیریتهاى دانشگاهى و به شوراى عالى انقلاب فرهنگى همیشه سفارش کرده ‏ایم که در زمینه‏ى دینى کردن دانشگاه و محیط دانشگاه وظیفه و مسئولیت دارند؛ آن به جاى خود محفوظ، اما اگر همه‏ى تمهیدات لازم انجام بگیرد، ولى روحانى ‏اى که در دانشگاه مستقر است، منشأ و منبع و مرجع یک فکر عمیق و اصیل و مستدل و تحسین برانگیز و قانع کننده‏ى دینى از نظر دانشجوها نباشد، همه‏ى آن تمهیدات بى‏فایده خواهد بود.
 باید پى در پى در محیط دانشگاه فکر دینىِ نو و مستدل عرضه کنید و فکر دینى دانشجویان را ارتقاء بدهید.


..........................................................................................................

پ.ن: سال نو نزدیک می شود و ما منتظر اتفاق نو در سیاره تخیلات و اوهام خود هستیم.... اما در زمینی زندگی می کنیم که فقط سیطره تمدن حیوانی غرب حقیقت دارد........

پ.ن ویژه: یک حسی به من می گوید امسال را آقا سال "همت و تلاش مضاعف" نامگذاری خواهند کرد!!

اشعار از محمد کاظم کاظمی


 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸



comment نظرات ()