وادی



دارالایمان (Intercontinental)
 


عنوان بالا در اصل نام هتلی است در مدینه... دقیقا هم به همین شکل روی تابلوی آن درج شده. دارالایمان به معنای خانه ایمان و داخل پرانتز intercontinental به معنای فراقاره‌ای!

ترکیب فوق العاده ایست که به نظر من فقط به درد اسم یک هتل(!) می‌خورد. آن هم در کشور عربستان آل سعود!

ایمانی که فراقاره‌ای شود آن هم در عصر حاضر، باید ایمان خوش آب و رنگ و خوش بر و رویی باشد، به قول مرحوم سید حسن حسینی "برای اینکه همه مردم عالم لبخند انسان را ببینند باید دهان دریده‌ای داشت!"

البته این موضوع تفاوت دارد با حکومت عدالت گستر مهدی فاطمه(عج) که فراقاره‌ای عمل می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌کند. آنجا ایمان با جان‌ها سروکار دارد و اینجا با جهان‌ها، آنجا در قلب‌ها نفوذ می‌کند و اینجا در قالب‌ها، آنجا مهم ملت‌ها هستند و اینجا دولت‌ها... و دقیقاً همین تفاوت هم در انگیزه صدور انقلاب اسلامی و پیام‌های رهایی بخش امام(ره) و رهبر معظم انقلاب وجود دارد. فتأمل!

آنچه در مقام سخن واضح به نظر می‌رسد این است که ذات اسلام با کفر قابل امتزاج نیست. هیچ ترکیبی از اسلام و کفر در تاریخ پایدار نمانده. هیچگاه کسی نتوانسته بین این دو آشتی پایداری برقرار کند. از نگاه فلسفی تبیین این موضوع آشکار است. اسلام از جنس وجود است و کفر از جنس عدم و جمع این دو جمع نقیضین است و عقلاً محال! از نگاه کلامی هم هیچ کجا این دو در کنار هم نمی‌بینیم. در آیه 2 سوره تغابن خداوند می‌فرماید عده‌ای از شما را کافر و عده‌ای را مومن آفریدیم "هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر" یعنی کسی را مابین این دو خلق نکردیم. یعنی موجود دو زیست و قابل ادامه حیات در دو محیط کفر و ایمان نداریم! یعنی...

از نگاه تاریخ هم که شواهد بسیار است. مثلاً همین انقلاب خودمان. از ابتدا هرکس سعی کرد برای ادامه حیات و اعاده حیثیت و اشاعه کلام، دست به دامان غرب شود، با همان دست درواقع گور خودش را کند. چه جریان ملی مذهبی و فرزندان دکترمصدق، جه جریان نهضت آزادی و فرزندان بازرگان و چه همین جریان دوم خرداد که یک معاون وزیرش به نام رمضانی الان سردبیر بی‌بی‌سی فارسی است و یک فعال انتخاباتیش به نام علی افشاری الآن به استخدام سیا درآمده و ده ها مدیر و مسئول و وزیر و وکیل و نظریه پردازش که الان خلوت‌نشین غرب شده‌اند.

هرکدام را که نگاه می‌کنی به نحوی از انحاء به تعبیر امام(ره) از مردم سیلی خوردند و خانه نشین شدند. مردم ایران با این افراد فرای اختلاف عقاید سیاسی و حزبی برخورد می‌کنند و در بی‌خردی جریان فتنه‌ی بعد از انتخابات همین بس که این واضحه را متوجه نشد و آنقدر بر برادری با غرب اصرار ورزیدند تا در 22 بهمن طومارشان به دست مردم پیچیده شد.

البته یک توضیح لازم است؛ اینجا منظور از کفر اعم از معنای فقهی آن است. چه آنکه امام حسین(ع) به یزید که به اصطلاح مسلمان هم بوده می‌فرماید: مثل منی با مثل تو هیچگاه بیعت نمی‌کند.... یا امام خمینی(ره) در نامه‌ای به تأسی از سوره توبه بدون بسم الله سخن را آغاز می‌کند و درمورد کارتر و فرستاده‌هایش که در ظاهر اهل کتاب بودند، سخن می‌گوید... کفر به معنای فقهی، در مقابل اسلام می‌نشیند و ما اینجا از ایمان حرف می‌زنیم! عنوان مطلب را نگاه کنید!!

بگذریم..

استاد شهید مطهری در کتاب آینده انقلاب اسلامی، نظام نوپای اسلامی ما را همانند شرایط حکومت اسلام در مدینه و اواخر عمر با برکت رسول گرامی اسلام می‌داند. آن زمان دشمنان با مشاهده قدرت و منزلت اسلام از حکومت ناامید شدند. لذا به قول شهید مطهری آیه 3 سوره مائده ( الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن‏...") درمورد هردو آنها صدق می­کند. این آیه تصریح می­کند : کافران به خاطر شکست سنگینی که از شما خوردند و به خاطر ظرفیت بالایی که در حکومت شما هست(ولایت)، از حکومت شما ناامید شده­اند. پس از آنها نترسید و از من(خداوند متعال) بترسید. از بیرون چیزی وجود ندارد که شما را تهدید کند و خطری از آنجا متوجه شما نیست. اما خطر دیگری هست و آن فراموشی خداست که از درون شما را تهدید می­کند.

این است که جریان بعد از انتخابانت که رهبری از آن به عنوان فتنه یاد می‌کنند، تا وقتی بر موج احساسات مردم سوار است و شناخت حق و باطل را برای آنها دشوار می‌کند که اتصال و اتکالش به غرب واضح نشده. و دقیقاً تا همین‌جا هم برای نظام جمهوری اسلامی خطر آفرین است. از زمانی که دست پلید بیگانه که به خون مسلمانان سراسر عالم آغشته است در این حوادث پیدا می‌شود، مردم فهیم به سرعت حسابشان را با آنها جدا می‌کنند و آنها را با اربابان زر و زورشان تنها می‌گذارند و حماسه‌ای در 22 بهمن می‌سازند که رهبری از آن به معجزه الهی تعبیر می‌کنند.

چون مردم می‌فهمند انگلیس و آمریکا و سرسپردگانشان در طول حیات جمهوری اسلامی هیچ‌گاه دلشان برای مردم ما و اسلام ما نسوخته است. نه درجنگ و بمباران‌ها که عملاً علیه این مردم تسلیحات و سپاه گسیل می‌کرند و نه در امن و آسایش که با تحریم‌ها و بهانه‌جویی‌ها جلوی پای مردم سنگ اندازی می‌کنند...

 حالا عجیب است که در تظاهرات به اصطلاح مردمی کارمند سفارت انگلیس و فرانسه را بین خود ببینند؛ درصورتی که پیش از این هیچ پناهی به جنگ زدگان و بی‌پناهان نمی‌دادند و درعوض هواپیمای مسافربریشان را هم سرنگون می‌کردند.. عجیب است که اخبار و تصاویر مظلومیتشان را در قالب ندا آقا سلطان و غیره مخابره کنند؛ درصورتیکه خبر مظلومیت مسلمانان غزه و لبنان و عراق و افغانستان و همین مروه الشربینی شهیده حجاب را بایکوت می‌کنند.... عجیب است که پول‌های زیادی را در این راه صرف می‌کنند؛ درصورتیکه بانک‌های این مردم را بی دلیل تحریم کرده‌اند و حساب‌هایشان را مسدود کرده‌اند... و عجیب است که به منظور پیشرفت و تعالی و بسط دموکراسی ایران این کارها را بکنند درصورتیکه به عراق و افغانستان هم به همین بهانه وارد شدند و اینطور حق حیات را از مردمش سلب کردند...

مردم ما اینها را می‌فهمند و این سوال‌ها را به همراه هزاران سوال بی‌پاسخ دیگر از سران فتنه می‌پرسند...

خدا رحمت کند مرحوم آقاسی را که با خون دل از دنیا رفت. در اواخر عمر می‌گفت اگر جنازه من هم روی زمین ماند دوست ندارم هیچکدام از مسئولین فرهنگی بلندم کنند. گویی او این ابیات را برای امروز سروده است:

الا ای عارفان بی معارف          جهالت پیشه گان شبه عارف

الا ای عارفان اهل تردید              ولایت را چرا بازیچه کردید ؟

اگر فرهنگتان فرهنگ دین است         چرا آهنگتان کفر آفرین است؟

شمایی که دین را به نان می‌دهید     کجا در ره عشق جان می‌دهید؟

اگر خشم دینی ملایم شود         در این سرزمین ، غرب حاکم شود......

.

.......................................................................................................

 

پ.ن١: حضرت علی در جایی به گروهی می فرمایند!: بی پدرها! دین ندارید!؟ یا غیرتی که شما را به دین آورد........
(از قول مجتبی عرب از قول حاج آقا مجتبی تهرانی!)

پ.ن2: جدیدترین تشبیهی که بعد از ازدواج درمورد مداخله مستکبرانه بیگانگان در امور داخلی و کسانی که به آن راضی میشوند،‌به آن رسیده ام این است که حال این افراد به حال مردی می ماند که به استقبال نظرات همسایگان درمورد همسرش می رود....

پ.ن3: نگاه ناموسی به مسائل نگاه بومی ایرانی است....می توان با این نگاه دل خیلی از ناراضیان را نسبت به انقلاب نرم خو تر کرد....تجربه کرده ام که می گویم! ... بی خود نیست حاج آقا مجتبی تهرانی تمام محرم موضوع صحبتش "امام حسین، مصلح غیور" بود!

پ.ن4: حاتمی کیا بازهم حقیقت را قربانی نگاه تک ساحتی خود به نسل سوم کرد....گویا بر تحریف آرمانهای نسل سوم اصرار دارد....به نظرم جسورتر از جوانان عاشورایی قلهک و الهیه که توانی پرش جفت پا از روی آتش چارشنبه سوری بدون به هم خوردن فرم موهایشان را دارند، سراغ ندارد..... او هم مثل خیلی از هم نسلانش و هم رزمانش جزو کسانی است که به قول خانم رجایی فر "مراسم ختم پدارنشان را در مساجد نازی آباد و مراسم عروسی پسرانشان را در باغهای شمیران برگزار میکنند"

پ.ن5: مصاحبه قبل از 22 بهمن جناب کیهان

پ.ن6: امروز دوست از بند رژیم رها شده مان! را با جناب "عزیز" ملاقات کردیم....گذشته از اینکه از آزادی او خیلی خوشحال شدم و هنوز معتقدم او و مثل اویی نباید بازداشت شوند....خوشحالی دیگری هم دارم بابت اینکه فرصتی یافته بود که دور از آلودگی های صوتی بی بی سی و رادیو فردا و.... و همنطور وِز وِز های سازگارا و گنجی و مخملباف کمی در تنهایی خودش فکر کند و با حرفهایی که پی شان رفته بود خلوت کند و خودش خودش را محاکمه کند....انشالله این فرصت نه در زندان اما همیشه برای ما هم مهیا شود که این محاکمه را انجام دهیم....


پ.ن7: حاسبوا انفسکم قبل اَن تُحاسبوا....

 


 
نویسنده : جواد درویش - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸



comment نظرات ()